تبليغات X
منابع دکتری معماری

تئوری ، نقد ، فلسفه، هنر و معماری :

کهون، لارنس- از مدرنیسم تا پست مدرنیسم- ویراسته ی عبدالکریم رشیدیان- تهران: نی

احمدی، بابک- حقیقت و زیبایی- تهران: مرکز

لنگ، جان- آفرینش نظریه معماری- ترجمه علیرضا عینی فر- تهران: دانشگاه تهران

گروتر، یورک- زیبایی شناسی در معماری- ترجمه جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون- تهران: دانشگاه شهید بهشتی

نوربرگ شولتز، کریستیان- معماری: حضور، زبان، مکان- ترجمه علیرضا سید احمدیان – تهران: موسسه معمار نشر

زوی، برونو- چگونه به معماری بنگریم- ترجمه فریده گرمان،تهران:کتاب امروز

فلامکی، محمد منصور، ریشه ها و گرایش های نظری معماری، تهران: فضا

معماریان، غلامحسین- سیری در مبانی نظری معماری- تهران: سروش دانش

اتو، وین، معماری و اندیشه ی نقادانه- ترجمه امینه انجم شعاع، تهران: فرهنگستان هنر

لوسی اسمیت، ادوارد- مبانی و مفاهیم در آخرین جنبش های هنری قرن بیست (دو جلدی) - ترجمه علیرضا سمیع آذر- تهران: نظر

اردلان، نادر و بختیار، لاله – حس وحدت- ترجمه جمشید ارجمند- اصفهان: خاک

جنکز، چارلز- معماری پرش کیهانی- ترجمه وحید قبادیان و داریوش ستارزاده- تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

تعدادی از مقالات فصلنامه های هنرهای زیبا، صفه و باغ نظر

تاریخ معماری:

گیدئین، زیگفرید- فضا، زمان و معماری- ترجمه منوچهر مزینی- تهران: امیر کبیر

بنه ولو، لئوناردو- تاریخ معماری مدرن (دو جلدی)- ترجمه حسن نیراحمدی- تهران: مهندسان مشاور نیرستان

کرتیس، ویلیام- معماری مدرن از ۱۹۰۰

فلامکی، محمد منصور- شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب- تهران: فضا

بانی مسعود، امیر- تاریخ معماری غرب- اصفهان: خاک

مزینی، منوچهر- از زمان و معماری- تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران

هیلن براند، معماری اسلامی- ترجمه باقر آیت اله زاده شیرازی- تهران: روزنه

تعدادی از مقالات فصلنامه های معماری ایران(ما)، معمار و آبادی

تحلیل و طراحی شهر:

بنتلی، ای ین محیطهای پاسخده- ترجمه مصطفی بهزادفرد تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران

مدنی پور، علی- طراحی فضای شهری- ترجمه ، تهران

لینچ، کوین- سیمای شهر- ترجمه منوچهر مزینی- تهران: دانشگاه تهران

تیبالدز، فرانسیس- شهرسازی شهروندگرا- ترجمه محمد احمدی نژاد- اصفهان: خاک

بیکن، ادموند- طراحی شهر ها- ترجمه فرزانه طاهری- تهران:

استیرلن، هانری- اصفهان، تصویر بهشت- ترجمه جمشید ارجمند- تهران: فرزان روز

 

 

 

 

 

 

 

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 23 بهمن 1388 و ساعت 12:34 ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
متن برنامه دوقدم مانده به صبح

متن برنامه دوقدم مانده به صبح

 تاريخ:16/5/87 مدت:100 دقيقه مهندس شادمهرراستين ، دكترسپيده شفاهي

مجري:بسم الله الرحمن الرحيم.سلام عرض مي كنم به خدمت يكان يكان هموطنان جان وروي سپيد ورستگارخودمان. نخستين مرغزارگفتگوي امشب هنرمند برجسته كشورمان جناب آقاي مهندس شادمهرراستين كارشناسي مي كنند ومهمان ارجمندشان سركارخانم دكترسپيده شفاهي معمار وشهرسازمحترم . كارشناس: موضوع بحث ما آب نما است . روي اين تاكيد آب نما ،جدا شدنشان خيلي صحبت است. به خودمان وعده داده بوديم ارجاع بدهيم . ايران جزوكشورهايي است كه با ميزان كم بارندگي مي شود گفت جزو كشورهاي خشك است. اما هيچ ايراني نمي تواند بدون صداي آب وتصويرآب بخش اززدندگي شهري را فكركند .چه طوري اين آب درمنظرچشم ما است درايران با وجود اين كه ايران جزوكشورهايي است كه همانطوركه گفتم بارندگي درآن كم است واين تكنيك معماران قديمي بوده كه تا به امروزرسيده ولي امروزدچارمشكلاتي است . مهمان:من فكرمي كنم كه درخود واژه آب نما مفهومي كه بايد باشد مستطراست به عبارتي آب نما بايد آب كه يك مايه حيات است را نمادين كند وحداقل مفهوم آب وبه كارگرفتن آب درفضاي شهري ودرمعماري ما جايگاه خيلي ويژه اي دارد وطبيعي است كه به اشكال متفاوت كه حالا به صورت فضاي شهري يا به صورت حوض درداخل فضاهاي مسكوني يا غيره ،طبيعتا كاربسيارزيادي روي اين انجام شده . كارشناس:درواقع مي شود گفت حتي در شكل روستايي كه آب به صورت رودخانه وجويباروجود داشته شكل شهري هم رعايت شده چه درخانه ،چه درمعابرو چه درفضاهاي اصلي شهري درمساجد ،درمدارس علميه. هميشه آب وحركت آب وصداي آب وجود داشته . مهمان:من فكرمي كنم كه به هرحال درفرهنگ ما همانطوركه اشاره مي كنيد به دليل كمبودآب حرمت زيادي آب دارد ورفتاري كه ما دمعماري يا درشهرسازي با آب مي كنيم بسيارمتفاوت است با رفتاري كه درمعماري يا شهرسازي دركشورهايي كه آب زيادي دارند و جود دارد . درايران رسم براين نيست كه ازروي آب رد شوند درحالي كه درباغ آرايي ژاپني پرازپل است براي عبورازروي آب درحالي كه درفضاهاي ايراني هميشه دركنارآب حركت مي كنند وفضاها براين اساس شكل مي گيرند . آب به عنوان يك عنصربسيارجدي درحيات هم باعث استقرارانسانها درمكان شده وهم نقش خيلي تعيين كننده اي درشكل گيري فرم فضا وآرايش فضا داشته . ما صحبت عمده كه داشيم باهم اين بود كه واقعا نقش اين آب نما ها درفضاهاي شهري به ويژه درميادين شهري چه بوده وبه خصوص تهران . ما اگربه اين قائل باشيم كه آب نما يا آب دراين مكانها يك نقش تعيين كننده ومتاثرازازمكان دارد قائدتا وقتي كه دريك ميدان شهري است حتما بايد مقدم براين كه ازآب وآب نما استفاده شود خود آن فضا به درستي فهميده شود ودرك شود يعني آب دريك ميدان با آب دريك واحد مسكوني قائدتا متفاوت است بنابراين شناخت ميدان وعملكرد ميدان وحظوراين آب درميدان باعث مي شود كه تعريف متفاوت وفرم وشكل متفاوتي درفضا را به وجود بياورد . كارشناس:به شكل نمايشي هم آب تاثيرمي گذارد . چون بحث همان آب نما ،آب اينجا يك فرم نمايشي بايد پيدا كند ،نمايش درفضاي عمومي به اسم ميدان .اگربخواهيم يك ارتباطي هم بين تهران ،شيب تهران وآب نما داشته باشيم. مهمان:تا جايي كه من اطلاع دارم ،تنها درايران نه ،شايد ما بتوانيم اين را عام تربگوييم خيلي ازفضاهاي شهري داراي قنواتي بوده يا چشمه بود، نمونه اين را ما درفضاي شهري داريم كه آبي كه شكل گرفته متاثرازاينها بوده همانطوردرخارج ازكشورهم همين طوراست خيلي ازجايگاه هايي كه به صورت آب نما وجود دارد حتما يك چشمه اي بوده وتبديل به يك فضاي شهري يا ميدان يا غيره مي شود. بنابراين خود موقعيت طبيعي اين مظهرقنات ها يا چشمه ها عاملي بوده درشكل گيري حتي يك فضاي شهري حالا تكنولوژي اگرباعث شده همه جا برود بحث جدا گانه است وهيچ اشكالي هم ندارد ولي اين كه ما چه طورازاين استفاده مي كنيم طبيعتا اهميت دارد . ودرمقابل اين چه فروتني اي داريم . اين دغدغه اي است كه من فكرمي كنم به شدت درمورد شهرتهران ما بايد داشته باشيم يعني جويهاي جاري كه وجود داشته همان طوركه صحبت كرديم .تهران يك جوري با صداي آب آشنا بوده .ما اگركه بخواهيم اين عنصرغنا بخش به فضاي شهري را به آن نگاه كنيم همانطوركه خدمتتان گفتم واقعا به خود ميدان به عنوان يك فضاي شهري داراي اهميت است كه نگاه كنيم . مااگرسابقه تاريخي ميدان را نگاه كنيم درفرايند تحولي ازروزي كه يك فضايي بوده كه عملكرد تعريف شده اي داشته .اگربه خود تهران نگاه كنيم درمياديني كه ازخود قاجارشروع مي كند درتهران مثل ارگ ،مثل ميدان مشق،مثل سبزه ميدان يا ميدان توپخانه .يعني خود اين اسم تعيين مي كرده كه نقش ميدان ديواني وحكومتي است مثل ميدان ارگ يا ميدان مشق يا ميدان توپخانه كه نقش نظامي داشته يا سبزه ميداني كه محل تبادل كالا واقتصادي بوده اينها هركدام يك عملكرد تعريف شده اي داشتند وتا زماني كه نسل نياد طبيعتا با فروريختن دروازه هاي تهران وجاي آن فضاي شهري اين دروازه ها جايگزين ميشود وبعد هم نسل هاي بعدي كه دردوره پهلوي اول مي آيد وپهلوي دوم وتا امروزاينها ادامه دارد . ما اين سيرتحول آب نما ها درتهران را نگاه كنيم مي بينيم كه به تدريج نقش فضاي مياني كه طبيعتا بسيارخالص ومتواضع بوده درمقابل بدنه وجداره اين ميادين وآب هميشه يك آرامشي كه درسطح افق حركت مي كرده چه طوري به مرورزمان اين ويژگي كه آن طبيعت با هماهنگي با فضاي مسطح بوده تغييرنقش پيدا مي كند . كارشناس:يعني امروزه به دليلي آب را درارتفاع سازمان مي دهند كه قبلا كاركرد فواره بود . من ميدان هفت حوض واقعا براي من شگف انگيزبود بعد فواره هاي ميدان فوزيه سابق (امام حسين) هميشه درذهنم بود . نكته اي كه است اين كه براي من عجيب است من چند وقت پيش ميدان مولوي رفته بودم وميدادين ديگريك حجم بزرگي مي سازند آن وسط وآب بايد از آن بالا شره كند درمكعب هاي بتوني پايين بيايد درصورتي كه آن موج ساده اي كه درهفت حوض بود وما هميشه آن تصويرخودمان را مي ديديم انگارآب نما نمايش خود ما بود به خودمان نه اين كه يك ديواره باشد كه ازآن آب بيايد وفواره هم كاركرد آب درارتفاع را داشت . مهمان:فواره ها مركزثقل بوده ولي با توجه به معماري كه ما داشتيم با توجه به اهميت آن جداره كه ميدان داشته اين شفافيت آب هيچ وقت ناقض آن نظم فضايي وآرايش فضايي نبوده حتي اگرفواره اي هم بوده .الان آب كه تحت الشعاي حجم يك توده ساختماني مي شود هردومفهوم ازبين مي رود هم شفافيت خودش ازبين مي رود هم توجه اي كه به جداره به عنوان معماري ايراني شود طبعيتا ازبين خواهد رفت يك حجم سنگيني كه همه چيزرا ازبين مي برد يعني يك مانع شديدي مي شود دربرقراري ارتباط درداخل آن فضا. كارشناس:يك مشكلي پيدا كردند ميدانها،راجب همان اطلاع رساني درميدان است يعني ميدان شكل دعوت كنندگي به مركز وگذرش را ازدست داده آب اين كارشفاف واطلاع رسان را مي كرد . به چهارراهي رسيدي بايد تغيير مسيردهي وبا تواضع وآرامش . مهمان:ميدان به دليل چه درزماني كه هنوزورود ماشين مطرح نشده بود كه بعد از اين كه ماشين وارد مي شود به تابيراكثربرنامه ريزان شهري و معماري يك تفاوتي بين فلكه وميدان قائل هستند ميدان جايي است كه حظور انسان قالب است فلكه جايي است كه عملا حظورماشين قالب مي شود . اين مكان اين فضاي شهري وقتي كه محل تجمع انسان است درحقيقت درجهت يك همگرايي انساني ويك فعاليت اجتماعي حركت مي كند وقتي كه تسهيل كننده حركت ماشين است برعكس يك واگرايي است يعني دوتا حركت كاملا درتناقض را با هم انجام مي دهد .گذاشتن اين دوتا فضا دركنارهم هيچ همخواني با هم ندارد واين كه دوتا هدف متفاوت دوتا انتظارمتفاوت براي شهروند ودوعملكرد متفاوت را ما بخواهيم دريك فضا جمع بكنم واين مشكلي است كه عملا تمام ميادين ما با اين قاطي شدن پيدا مي كنند. بعد ميدان قديمي ايراني هميشه به دليل اين كه قابليت تجمع شهروند درآن بوده طبيعتا بهترين مكان براي اطلاع رساني هم بوده .همان طورمردم اگرقراربود حالا رويداد اجتماعي،سياسي ،برگذاري مراسم.هراتفاقي بود درميدان اتفاق مي افتاد وخيلي ارتباط راحت تربرقرارمي شد . درگذشته اگرداروغه عمل مي كرد حتي يك اتفاقهاي ساده اي مثل ورود ساعت كه يك نوع وقت گويي را دارد . شما ببينيد كه يك دفعه ميدان هاي ساعت درتمام شهرها شكل مي گيرد .الان هم اين اطلاع رساني با تكنولوژي امروزازطريق تلوزيون هايي كه درچند تا ازميادين تهران نصب شده اين اطلاع رساني اتفاق مي افتد يعني درماهيت قضيه ترديدي نيست كه بايد اتفاق بيوفتد . اطلاع رساني درميدان حظورانساني را تاكيد مي كند . كارشناس:اما چه اتفاقي افتاده درميادين ما انسانها كه قراراست درميدان گاه به هم برسند . ارتباط انساني كه فضايي را را مي كند ميدان درلغت نامه دهخدا مي گويد سطح صافي كه انسانها درآن كاري ميكنند مثل كارزار،ميدانگاه جنگ . بعد حركت اگرباشد توصيف مي كند فلكه است . مثل فلكه شيرآب جهت حركت دارد يعني اينقدرمكانيكي وغيرانساني است به نظرمي رسد ميدانهاي ما الان فلكه شدند يعني هيچ ارتباط انساني درآن شكل نمي گيريد هيچ فضايي براي ارتباط انساني واطلاع رساني نيست . مهمان:من فكرمي كنم كه مقدم برهرچيزواقعا ما انتظارمان ازآن فضاي شهري تعريف شده بكنيم يعني آن اتفاقي كه مي افتد درست مثل بارزدن شيشه وسنگ است يعني دوتا چيزي كه هيچ گونه سنخيتي باهم ندارند . ما مي توانيم فلكه داشته باشيم وميدان هم داشته باشيم ولي به شرط اين كه بفهمين كدام كدام است وچه انتظاري اولا ما ازسازماندهي فضا براي اين عملكرد درست داريم .درميدان همه اتفاقات دروسط مي افتد درحالي كه درفلكه اين كشيده مي شودبه حاشيه وتسلط ميانه ميدان با يك عامل ديگري است ما حتي اگرمي خواهيم وسط ميدان را سازمان دهيم براي فلكه بودند خيلي متقاوت است با ميداني كه مي خواهيم آدمها درآن تجمع كنند الان هم همين اتفاقات مي افتد شما همين الان جشن عاطفه ها وخيلي ازمراسمي كه اتفاق مي افتد مي آوريم درميدان براي اين كه هنوزذهنمان كارمي كند كه ميدان آن مكان شاخصي است كه آدمها بيشتردرآن حظور دارند واين امكان ارتباط گيري بيشتراست ولي اتفاق به آن شكل كامل ودرست نمي افتد . شما خودتان مطلع هستيد ،ميدان آزادي ازحدود هشت هكتارزميني كه دراختياردارد درطرح اوله شش ونيم هكتارآن فضا است فضايي كه آدم قراربوده درآن باشد الان تمام اين تناسب ها به هم خورده بعد هم نقشي كه آن ميدان داشته درحقيقت دروازه بوده يك دروازه اي بوده كه قراربوده خيلي دروازه ورود خوش آيندي باشد درحالي كه الان شده مكان تبادل سفريعني آدمها نمي آيند كه درآن فضا باشد آدمها مي آيند ازآن جا پخش شوند .يعني همگرايي درآن ها وجود ندارد اگرقراربود اين اتفاق نيوفته كه نه موزه اي مي گذاشتندوسط ميدان ونه كتابخانه اي ميگذاشتند . قرار بوده كه دريك محوطه اي كه دراختياراست خيلي راحت به وسط ميدان رسيده بشود براي اين كه بشود ازآن فضا استفاده كرد اينها به دليل عدم درك فضا ،مقصود ودليل به وجود آمدن اين فراخي براي فعاليت . يك زماني هم كاركرده دردوران انقلاب ،بزرگترين رويدادهاي سياسي واجتماعي درداخل اين ميدان دقيقا به خاطراين امكانش بوده وما حتي خيلي ازاين ميادين به دليل اين حركت اجتماعي كه درآنها اتفاق مي افتد حتي اسمشان را مديون اين حظورانسان هستند مثلا ميدان انقلاب،بهارستان،آزادي،شهدا. همه اينها به دليل رويدادهاي اجتماعي وتاريخي وسياسي هستند يعني به عبارتي من خدمتتان عرض كنم كه كه ميادين يا وميدان هايي كه وجود دارند باري وازهويت تاريخي ما را با اضافه باري ازخاطره جمعي درآنها نهفته است وما نمي توانيم با حظورماشين پاكشان كنيم . من فقط يك نكته را بگوييم . شكل گيري اين ميادين دفعه پيش همه صحبت ما روي درك فضا بوديعني ما به عنوان يك معماريا شهرساز كه يك عامل مصنوعي را دريك بسترطبيعي وتاريخي وقتي به و جود مي آوريم نمي توانيم فارق ازعملكرد آن عنصر،فارق ازجغرافياي مكاني آنجا وفارق ازتاريخي كه پشت اين است باشيم وقي اين سه تا هست بعد ما تازه مي فهميم با اين فضا چه كاركنيم . تمام اين تلاشها به عنوان نمادين كردن يا استفاده ازعناصردرميدان به خاطرغناي آن فضا است . ما هزاران عامل داريم . وقتي شما به شمال مي رويد براي معرفي بوم آ‌نجا يك سري ازحيواناتي كه درآن منطق است را وسط ميدان ها مي زنند .ممكنه مشاهيريك شهررا بگذارند .وبعد هم اين كه طبعيت موقعيت مكاني يك ميداني مثل ميدان آزادي كه ورود به شهرودروازه است بايد خصلت دروازه بودنش را داشته باشد . يا يك ميداني مثل ميدان ونك كه وقتي شما روبه شمال مي ايستيد درخيابان ولي وعصرمثل يك پرده تئاترشما كوه هاي البرزرا داريد . برمي گرديم به سمت شرق درسه پرده پرده اول تپه هاي عباس آباد داريم پرده دوم لويزان را داريم وپرده سوم دماوند را داريم يعني شما با يك غناي طبيعي اين چنيني مي آييد با آن فرمي كه وسط ميدان است همه اين ديدها را كورمي كنيد حالا مي خواهد فلكه باشد يا ميدان باشد.تمام دغدغه طراحان شهري وبرنامه ريزان ومعماران اين است كه نهايتا تفاوتي كه بين اين فضاها وجود دارد آن دغدغه اي به اسم هويت فضايي است آن دغدغه اي كه به تشخيص فضا است آن دغدغه اي كه به هرحال شما آن الماني كه داريد دريك ميدان به عنوان يك فضاي جمعي مي گذاريد طبيعي است كه شما موزه نمي رويد كه آدمهاي خاص بروند همه مردم با تمام ديدگاه ها دراين ميادين هستند وهرسنبلي كه درآنجا قرارمي گيرد بايد درك عمومي درمورد آن اتفاق بيوفتد چون شما فضايتان را انتخاب نكرديد برويد موزه شما دريك فضاي فضاي قرارداريد كه اين درتيررس ديدتان است بنابراين خصلت عمومي بودن اين وقابل تشخيص بودن وهويت داشتن مكاني كه بعد يادش بماند تفاوت ميدان ونك وسط خيابان ولي عصركوه البرز را مي بيند. ميدان آزادي يك اتفاق ديگري مي افتد . يك ميداني مثل ميدان فردوسي واقعا شاهد تحقيرشده وسط است . بنابراين خيلي مهم است كه ما بدانيم چه تاريخي آن ميدان دارد . درچه دوره اين ساخته شده ومكان وجغرافياي آن كجاست وقراراست به ديد ناظرچه بدهد . براي شما ميدان پيام دارد يك فضاي جمعي است كه دردرون خودش پيام دارد . شما اين پيام راچه گونه نمادين كنيد مهم است . آن چيزي كه مطرح است اين است كه ما يك سري عناصرطبيعي داريم كه مهمترينش اين آب است وما بايد بدانيم كه ازآب چه جوري استفاده كنيم به عنوان يكي ازعناصري كه مي تواند خيلي غنا بدهد به فضاها هم تروتازگي اش وهم صدايش وهم دركشوري كه اينقدركمبود آب است اصلا ديدن اين خنكي كه درگرمان تابستان روح آدم را شاد مي كند به كاربردنش بسيارحايزاهميت است ومن فكرمي كنم كه حتما بايد درسازماندهي مجدد ميادين تهران وعده اش است وزحمتي هم كشيده مي شود يك مقدارباردرك روشن ترازعناصراين فضا به آن توجه شود وكاربكنند كه حتما هم همين طورخواهد بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 23 بهمن 1388 و ساعت 12:27 ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
متن برنامه دوقدم مانده به صبح

متن برنامه دوقدم مانده به صبح

 تاريخ:12/4/87 مدت:100 دقيقه دكترخاكي ، مهندس دباغ و مهندس كلانتري

مجري: بسم الله الرحمن الرحيم .سلام عرض مي كنم به خدمت يكان يكان هموطنان جان هموطنان درجه يك پيشاني بلند وروي سپيد خودمان وخداي را شكرمي كنم كه بازهم ازمعبرامواج شبكه محترم چهارسيما روبه روي شما هموطنان جان هستيم .پس بازكن دكان كه وقت عاشقي است. درهمين سرچراغي وپيشاني برنامه سرمي چرخانيم به نخستين مرغزار گفتگوي امشب كه مثل همه هفته درموضوع جذاب معماري است . اما كارشناس عزيزما هم جناب آقاي مهندس شادمهرراستين عزيزما بودند الان درسفرهستند وامشب كارشناس عزيزوارجمندمان جناب آقاي دكترخاكي هستند كه با ميهمانان ارجمندشان جناب آقاي مهندس دباغ وجناب آقاي مهندس كلانتري دراين باب گفتگو مي كنند . به خدمتتان سلام عرض ميكنم.

كارشناس: دكترخاكي : سلام خيلي خوشحالم كه دراين برنامه هستم جاي خانم دكترايماني ومهندس راستين هم بسيارخالي است . خيلي خوشحالم كه درخدمت دوعزيزهستم كه لطف كردم دعوت ما را پذيرفتند براي شركت دراين برنامه آقاي مهندس كلانتري ودباغ تشكرمي كنم ازشما. مهمان:سلام عرض ميكنم وخيلي خوشحال هستم كه فرصتي پيش آمد تا به معرفي كارهاي معماري درگروه خودمان بپردازيم . مهمان:من هم سلام عرض مي كنم خدمت شما وبينندگان محترم اميدوارم كه برنامه جذابي پيش روي داشته باشيم . كارشناس:اولين سوال براي من كه خيلي جالبه اين كه هميشه ازمعمارها كه دوعت ميشود هميشه يك نفرحظوردارد به عنوان معمارولي دراينجا دونفر به عنوان يك معمارحظوردارند . من مي خواستم با همين سوال شروع كنم كه چرا شما دونفرهستيد. ما اينجا يك مقداربه فكرشما بوديم چون صحنه را ديديم ديديم بيشترازدوتا جا ندارد چون مي خواستيم سه چهارنفره بياييم .بيشترمي شود گفت ما جزو معمارهايي هستيم كه به كارگروهي وبه گروهي بودن كارمعماري اعتقاد داريم به اين دليل هم است كه ما دونفره آمديم .وگرنه چهارنفره مي آمديم. كارشناس:موضوع برنامه امشب ما راجب معماري حرفه اي است . اميدوارم كه مورد استفاده بيننگان خاص خودش باشد. شما چه طورشد كه گروهي شديد ؟ مهمان:اگركه ما بخواهيم تاريخچه مان را بگوييم برمي گردد به همين موضوع كه برمي گردد به بيست سال قبل درسال 67 وقتي كه ما به دانشگاه رفتيم براي اولين باربه طوراتفاقي يك گروهي را تشكيل داديم كه باهم ديگريك ارتباطي را برقراركرديم . تقريبا درهمه پروژه هاي دانشكده ازروزاول تا انتها ما پروژه ها را به صورت گروهي تحويل داديم واين كارگروهي تمريني شد براي نكته اي كه امروزهم دفترمان براساس همان كارعمل مي كند . درآن روزما پنج نفربوديم الان دونفردرايران نيستند يك نفرديگردرشركت ديگري است كه قبلا ما با هم همكاري داشتيم والان تغيير پيدا كرده درسال 72 ما اولين كارگروهي حرفه ايمان را انجام داديم يك مسابقه اي درمنطقه سه شهرداري انجام شد جزواولين مسابقاتي بود كه شهرداري برگذاركرد وخيلي شروع خوبي داشت ما درآنجا به واسطه همين كارگروهي وتكيه به هم توانستيم پروژه را برنده شويم وآن را ه حرفه اي ما را بازكرد به پروژه هاي بزرگتري به فرودگاه بين المللي امام خميني كه الان ساخته شده درآن زمان شركت فرانسوي كه عهده داراين پروژه بود وارد ايران شد وما درهمكاري با اين شركت به صورت كارحرفه اي وارد يك ساختارصد درصد گروهي شديم . ولي آنها سابقه زيادي دراين كارداشتند . وما با اين ارتباطي كه با آنها داشتيم توانستيم اين كاررا ازنزديك به واسطه ارتباطي كه با آنها داريم تمرين بكنيم وبعدا درشركت خودمان شركت هايي كه يكي درسال 79 تاسيس شد وما تا چند سالي با آقاي سام تهرانچي كه درواقع همكارما هستند ودرسال 83 هم ما اين شركت را تبديل به دوشركت كرديم آن الان كارخودش را ادامه مي دهد وآن درشركت فعلي خودمان كه الان برقراراست . تبديل شدن به دوشركت صرفا بابت اين بود كه ما درآن مقطع زماني دوتا حوزه كاري مختلف دست پيدا كرده بوديم كه اين دوتا حوزه كاري عملا نه مي توانست دريك شركت انجام شود وبه قدري هم بودكه مي توانست دوتا شركت را تغذيه كند . درنتيجه ما ازسال 83 كارمان را درشركت آخري كه الان هم درآن هستيم ادامه داديم .قصدمان بودكه ما ازهمان ا بتدا ما خودمانرا به يك نوع ازمقياسي ازدفاتربرسانيم كه درتعاريف ما به عنوان مقياس متوسط ازدفاترمعماري مي گنجد .شركت فعلي ما درحقيقت به صورت تخصصي درزمينه معماري دركارتخصصي خودش مشغول است . مادركنارشركت خودمان توافق نامه هايي را با شركت هاي ديگرتخصصي كه درشركت هاي ديگركه ازلحاظ سازه وشركت هاي ديگري است كه ما با آنها مشاركت داريم كه آنها تفاهم نامه هاي خيلي مستدل ونوشته شده اي هستند . مهمترين بخش دراين قسمت نحوه هماهنگي ها است دراين بخش بين اين شركت هاي مختلف .فيلد كاري كه ما دراين شركت پيش روي داشيتم فيلد بازارخصوصي يعني به تقاضاي خصوصي معماري بود دربازاركاري كه همين تقاضاي خصوص باعث ميشد كه فيلد هاي مختلف كاري را ما دراين شركت تجربه كنيم كه اگرما بخواهيم كارهايي كه درقالب يك شركت متوسط انجام دايم را يك جوري دسته بندي كنيم چيزي كه قابل توجه است تفاوت خيلي گسترده حوزه كاري است ازلحاظ صورت مسئله ومقياس هاي مختلف كه اين درواقع يك بازخوردي است ازبازارواقعي معاري دركشور. وچيزي كه ما با آن روبه روهستيم انواع مختلف پروژه ا ست . كارشناس:چيزي كه بيشترتوجه من را جلب كرد اين تنوع پروژه ها درحوزه هاي مختلف معماري بود كه من مي خواهم حالا خواهش كنم راجب اين تنوع ودلايلش وهمين طوررابطه اش را آن كارگروهي اگرارتباطي است حرف بزنيد بيشترمنظورم تنوع پروژه هاست. مهمان:تنوع درواقع خواسته بازاراست ما هم با خواسته بازاربالا وپايين مي رويم ولي دررابطه با آن كارگروهي معمولا اين سوال مطرح است چون تقريبا هرجايي اين سوال را مي پرسندكه كارگروهي درزمينه طراحي به چه صورت انجام مي گيرد .درزمينه معماري طراحي يك قسمت ازكاردرباقي جاها اكثرا كارگروهي درقسمت توليد نقشه هاست درطراحي جزئيات يا هماهنگي هاست اينها .ولي اين كه درقسمت طراحي پروژه ها چه طوري مي تواند يك كارگروهي صورت بگيرد به نظرما موضوع تفاوت معمارومعماري است يعني جايگاه اين دودواست كه كدام مهمتراست معماريا خود معماري . ما بيشترداريم تجربه مي كنيم . اين چيزي است كه ازروي روش كارما كه توانستيم ازروي روش كارمان بنويسيم . اين چيزي است كه دراثرسعي وخطا ما به آن رسيديم درطول اين بيست سال. چيزي كه دركارطراحي به صورت گروهي مهم است اين است كه نوع سيستمي كه سواربرروي كارچه سيستمي است آيا اين سيستم پذيراي كارگروهي است يا نه چون به هرصورت نوع روابط آدمهاست كه تعيين مي كند آيا مي توانند اينها كارگروهي انجام دهند يا نه . چون به هرصورت درذهن يك انسان تنها حتي تضادهاي خيلي زيادي وجود دارد چه برسد به دونفرسه نفريا تعدادخيلي زيادتر. ما دراين چند ساله توانستيم سيستمي را براي خودمان پايه ريزي كنيم.وتمام بچه هايي كه همكارماهستند بارزيادي روي دوششان است آنها هم سعي كردند با اين سيستم كه جوابگوبوده وهميشه هم درحال تصحيح وتغيير است .يعني چيزثابتي نيست اين كاررا انجام مي دهيم .سه بخش كلي را ما تقسيم بندي كرديم درهنگام مواجه بايك پروژه اولين كاري كه ما مي كنيم كه كارخيلي سختي هم هست .فراموش كردن هرنوع پيش فرضي است كه ما درذهنمان داريم . شايد درپروژه هايي كه نشان داده شد يكي براي خود ما است كه دفعه اول براي آنها پيش بيايد اين است كه پروژه ها خيلي متفاوت است ازلحاظ طراحي ،محتوا و..... باز هم با هم متفاوتند اين است كه ماسعيمان براين ا ست كه دراول هرپروژه اي هر نوع پيش فرضي را فراموش كنيم يعني اين دوگام اولي كه مي گويم درحقيقت درقسمت اول يعني تبيين صورت مسئله است . كارشناس:فكرمي كنيد چيزهايي كه مي گوييد رموزي است كه شما براي كارگروهي به آن رسيديد براي كارگروهي درزمينه طراحي نه درمراحل توليد . مهمان:ما سعيمان است است كه درقسمت طراحي چيزي كه ما عنوان مي كنيم تجربه ماست .تجربه اي است كه ما كرديم با سعي وخطا توانستيم اين مدل را فعلا داشته باشيم اين مدل شايد دوسال پيش نبوده دوسال ديگرهم نباشد. ما سعيمان براين است كه پروژه مهمترازكارفرما يا خود معمارباشد. ما افتخاربه اشتباهات مي كنيم چون به نظرمن دقيق ترين مسنوئات بشري حاصل مديريت صحيح اشتباهات بشراست . مهمان:من فكرمي كنم مقياس يكي ازموضوعات خيلي خيلي مهم درشركت هاي معماري است اين است كه درشركت هاي ديگراين بحث اينقدرمهم نباشد . اما مقياس درشركت هاي معماري بسيارمهم است . ما سه مقياس را كه دركشورما است . مقياس هاي بزرگ شركت هايي هستند كه تعداد افرادشان چهل پنجاه نفريا بيشتراست امروزشركت ها امروز دركشورما همه شركت هاي با سابقه هستند شركت هايي هستند كه چهل پنجاه سال سابقه دارند .مشاوره هايي كه ازگذشته سابقه دارند عمدتا كارهايي كه انجام مي دهند كارهايي دولتي است . رتبه بندي هاي خودشان را دارند . ارجاع كاربه آنها مشخص است وهمه آنها شناخته شده هستند دركشور.دردوره ما درسن ما ،درنسل ما اين نوع شركتها به وجودنيامدند اصلا يك همچين ابعاد واندازه اي درشركتها وجود ندارد اما دردومقياس ديگرمن اول مي خواهم مقياس سوم رابگويم. شركتهايي با مقياس هاي كوچك كه اينها شركت هايي هستند كه بين دوتاسه نفرهستند يك پروژه هاي مشخصي يك تيمي را جمع مي كنند يك كاري را انجام ميدهند بعد به دليل اين كه خوب ترنوورساليانه اين شركتها خيلي بالا نيست نمي توانند تمام سال را ادامه دهند ودوره اي كه كارندارند بتوانند بپوشانند درنتيجه اينها ازهم فاصله مي گيرند ومخصوصا براي پروژه هاي ديگرخودشان را آماده مي كنند . شركت ما شركتي است ازآن نوع وسط كه يك مقياس متوسط دارد اين شركت حدود پانزده نفر پرسنل دارد تعريفي برايش دردنيا وجوددارد. عمدتا فرض كنيد دراروپا كه كارازطريق مسابقه توضيع مي شود يعني بيشترپروژه ها ازطريق مسابقه است كه به مشاوريا طراحان داده مي شود اين شركت ها مي توانند با ابعاد واندازه اي كه دارند درمسابقه شركت بكنند اگربرند ه شدند قراردارد پروژه را ببندند وبعد با اضافه شدن تيم ها وگروهاي كاري كه با تفاهم نامه هايي كه با گروه هاي كاري ديگرتخصص دارند دركنارخودشان اين كاررا انجام مي دهند اين نمونه اي است كه ما دقيقا هدف كاري ما را درسيستم حرفي ما تشكيل ميدهد . كارشناس:كه البته دردنياي كاري معماري هم ما شركت متوسط زياد مي بينيم به خصوص دراروپا الان با يك مرور صحيح مي بينيم كه حد اكثرمسابقات معماري يا حتي پروژه هاي مختلف اين شركت هاي متوسط هستند كه حظورپيدا مي كنند .چيزي كه براي من سوال ايجاد مي شود اين است كه شركت هاي متوسط درايران چرا ديده نمي شوند چرا وجود ندارند چرا جايگاهي براي آنها نيست شما به عنوان يك شركت متوسط دلايلش راچه مي بينيد . مهمان:دلايل خيلي متنوعي مي تواند داشته باشد . آنچه كه ما دقيقا با آن روبه روهستيم را ما اينجا مي توانيم درموردش صحبت كنيم . من فكرمي كنم دليل اصلي اين موضوع اين ا ست كه اصلا تعريفي براي اين درساختار مهندسي اين كشوروجود ندارد . مثلا شركت هاي بزرگ برايشان تعريف وجود دارد مشخص است . اماشركت هاي با مقياس متوسط كه عمدتا طرف قراردادشان طرف حسابشان افراد خصوص هستند . حدود نود درصد ازساخت وسازي كه درشهرها اتفاق مي افتد ساخت وسازي است دريك لايه مبهم معلوم نيست چه كسي اينها را طراحي مي كند كه اين را همين افراد طراحي مي كنند اما به ازاي اين اگركه يك ساختارمشخصي وجود داشته باشد درجامعه يعني كارفرما مي تواند مشاورهاي متوسط خودش را انتخاب بكند با توجه به تخصص كه دارند جوري كه دركشورهاي ديگروجود دارد آن موقع يك ساختاري شكل مي گيرد كه همه مفاهيم را دنبالش مي آورد مثلا فرض كنيد ما براي كارمان تعرفه هاي دستمزدي نداريم به آن شكل يا اين كه شرح كاري كه ما به كارفرما ارائه مي كنيم شرح خدماتي است كه خودمان براساس تجربه خودمان تنظيم كرديم درحاليكه درمقياس بزرگ اين وجود دارد دمقياس كوچك هم نيازي وجود ندارد . كارشناس:يعني ما يك جوري بلاتكليفي براي شركت هاي متوسط مي بينيم مهمان:قبلش يك موضوع مهمتري هم وجود دارد چرا وجود نداشتنش دليل اصلي حالا وجود داشتنش چيست . به نظرمن پايين بودن سطح معماري ما درسطح كلان معماري .درحقيقت تهران را با دوبي مقايسه كنيم ما ازلحاظ كارهاي خاص معماري شايد كمترازآنجا نداشته باشيم . درپرژه هاي تك خاص شايد ازلحاظ كيفيت ،استاندارد شانه به شانه آنها برود . ولي وقتي يك معدلي دركل شهرتهران مي گيريم ودركليت شهري كه الان صحبتش شد مي گيريم تفاوت كيفي خيلي مشهود است اين لايه مبهمي ازساخت وساز ومعماري كه درداخل كشورما صورت مي گيرد كه نه نحوه انجامش مشخص است ونه كسي كه انجامش مي دهد . اين جايي است كه طرف حسابش شركت هاي بزرگ نيستند شركت هاي بزرگ مقياس پروژه هايي كه با آن مواجه هستند مشخص است شركت هاي كوچك هم توانايي ودرحقيقت نه ازلحاظ قدرت فني بلكه توانايي ساختاري قدرت انجام اين تعداد پروژه را ندارند طرف حساب آن بازارمبهم معماري كشورما كه شايد هشتاد درصد نود درصد اين معماري راشكل مي دهد شركت هاي متوسط هستند كه هم تيمي را درحقيقت جمع كردند توانايي فني آن كاررا دارد وهم توانايي انجام چندين پروژه را مي تواند داشته باشدوبودن اين شركت هاي متوسط دركنارهم مي تواند اين بازاررا به نوعي پوشش دهد همان طوركه الان دراروپا صحبتش بود. موضوعي كه است كما اين كه آنورنيازش را دارند شركت ها هم وجوددارند اينورنيازش هست شركت ها هم نيست . آن چيزي كه كيفيت معماري را افزايش خواهد داد دركل سطح كشوربه نظرمي آيد خواهاني يا ضرورتي براي گرفتنش وجود ندارد كسي آن قسمت ازمعماري را كه ما درآن نقص داريم به صورت خواسته ازسازنده اي نمي خواهد همه چيزتبديل شده به كارهاي روتيني كه كميت را جوابگوباشد وبه نظرمي آيد كه دليل اصلي وجودي اينها است . كارشناس:من يك تعبيري هم خودم ميگويم . من احساس مي كنم كه اين شركت هاي متوسط درواقع لايه اي هستند كه كسي فكرمي كند كه دراين لايه نبايد بماند . گروهي كه ازلايه پايين تربچه هايي كه دوسه نفرهستند . طراحاني كه دوسه نفرهستند به محظ اين كه به شركتهاي متوسط تبديل ميشوند تلاششان براي تبديل شدن به مشاور يا معادل سوپراستار كه درايران شهرت داشتن كه چيزخيلي خوبه براي آنها . درواقع منظورم اين است كه يا به صورت لايه متوسط تبديل ميشود به يك مشاوريا سوپراستار حالا به صورت تقلبي يا منظورم بدون اصالت آن يا ريزش مي كنند به خاطراين كه توانايي آن را ندارند درواقع اين لايه هميشه خالي است براي اينكه درآن افراد يا دارند ازآن رد مي شوند درواقع درحال عبورند يا درحال ريزش هستند . شما به عنوان يك شركت متوسط دوست داريد كه تبديل شويد به لايه بالاتريا دوست داريد كه يك شركت متوسط بمانيد ؟ مهمان:ما سعيمان اين است كه شركتمان بزرگ نشود درواقع آن تبديل شدن ما دريك دوره اي ازيك شركتي به يك شركت ديگردرسال 83 به جاي بزرگ شدن بوده است .ولي من برگردم به حرف قبلي شما ا ين نكته كه اگرازجنبه مثبت نگاه كنيم اگربه همين مسابقات معماردرسالهاي گذشته نگاه كنيم برنده هاي مسابقه شركتهاي متوسطي بودند كه اين نشان ميدهد كه نيازوجوددارد اما تعداد آنها براي آن نيازكافي نيست هنوز.ودرآينده ما اميدواريم كه شركت هاي مثل ما يك تشويقي داشته باشند وبتوانند كه خودي نشان دهند دراين بازار وبا كيفيت كارخودشان كيفيت ميانگين متوسط جامعه را بالا ببرند . كارشناس:من فكرمي كنم اگربخواهيم يك نتيجه گيري كنيم اين است كه نياز داريم به شركتها ي متوسط كه بهتراست شركتهاي متوسط شركتهاي متوسط بمانند . فكرمي كنم دنياي معماري چه درخارج ازايران ودرايران به آدم هاي سرشناس نيازندارد. ناشناس هم بمانند سطح كيفي را بيارند بالا .ومن آرزومي كنم كه اين شركت هاي متوسط به درون نظام آموزشي هم راه پيدا بكنند اين تعريف واين جايگاه به نظرمن بخشي درحرفه قابل رد گيري است وبخشي هم درآموزش يعني اگردرآموزش هم ما ببينيمش خيلي بهتراست . به هرحال تشكرمي كنم ازحظورتان .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 23 بهمن 1388 و ساعت 12:26 ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
متن برنامه دوقدم مانده به صبح

متن برنامه دوقدم مانده به صبح

تاريخ:14/12/1387 زمان:1:40 مرغزار اول شادمهر راستين: دكتر حسين سلطان زاده

 در هفته پيش مسجد را به عنوان نماد فرهنگي مطرح كرديم و عنوان فرهنگ و معماري مي تواند عنوان اول صحبت ما باشد. دكتر حسين سلطان زاده: معماري نقش هاي مختلفي دارد و يكي از نقش ها و كاركردهاي آن ايجاد يك سر پناه است. اما نقش بسيار مهم ديگر آن، اين است كه بازتاباننده فرهنگ يك جامعه است و به وپژه اين خصوصيت را در بنا هاي آييني و فرهنگي مي توانيم ملاحظه كنيم. در معماري آييني نكات و پديده هاي اعجاب انگيزي وجود دارد، كه البته متاسفانه در حوزه فرهنگ ايراني روي آن كار نشده است. مثلا عدد 72 و تقدس آن است و تقدس اين عدد حدودا به هزاره چهارم پيش از ميلاد مي رسد و مثلا تعداد ستون هاي كاخ آپادانا نيز 72 تا است و اين كاخ مادر تمام طرح هاي چهارتايي در ايران است. مي توان يك ارتباطي را بين كاخ آپادانا و مثنوي برقرار كرد و بينيد كه چه طور انگاره هاي فرهنگي ما از يك سو در فضاهاي معماري منعكس مي شده است و از سوي ديگر در ادبيات ما. ما بايد در حوزه فرهنگ و معماري اين ارتباطات را بشناسيم و با توجه به اين ارتباط مي بينيم كه با معماري غني اي مواجه هستيم. حتي با يك ديد واقع گرا معماري ايران در برخي حوزه ها بي نظير است

معماري در عالي ترين شكل خودش بازتاب فرهنگ است و اين وجوه آن است كه به حد كافي شناخته نشده است. راستين: از يك طرف غربي ها با آناليز معماري ايراني آن را مثل يك جادوگري و كيمياگري از آن صحبت مي كنند و با تعجب به آن نگاه مي كنند. انگار بنا ساخته شده كه فقط معادلات رياضي را بگويد و در صورتي كه اصلا اين طور نيست و كاخ آپادانا بعد از گذشت چند هزار سال كار خودش را مي كند و اين بخشي از دورن آن هنوز بعد از دو هزار پانصد سال دارد ديده مي شود و اين گونه نيست كه مثل معماري يونان فقط بخش رياضيات خود را بروز بدهد. زيرا هيچ كدام از اين ها فقط براي تناسب كار نشده است بلكه براي آسايش و زندگي كار شده است و اين ويژگي معماري ايراني است كه رياضيات برايش آن قداست را ندارد كه زندگي را فداي آن كند. سلطان زاده: زماني كه ما به معماري جهان نگاه مي كنيم بدون اغراق مي توان گفت كه آن ارتباطي كه بين معماري آييني و معماري مرسوم در ايران طي چند هزار سال بوده است، در معماري جاهاي ديگر دنيا نبوده است. مثلا ما به عالي تجلي معماري مصر كهن كه نگاه كنيم اهرام را داريم ومعابد دورن سخره اي را. اما زماني كه به معماري مصر نگاه مي كنيم، اين مفهوم ديگر دربقيه معماري آنها تداوم پيدا نكرده است.

زماني كه به معماري مايا نگاه مي كنيم، بين معماري معابد مايا كه مطبق اند و مفهوم خانه ها و ساير فضاهايشان ارتباط مفهومي وجود ندارد. اما زماني كه به معماري ايراني نگاه مي كنيم؛ مثلا در كاخ آپادانا مفهوم اصلي طرح هاي چهارتايي است، طرح چهارتايي برون گرا است و اين مفهوم مادر تمام طرح هاي چهاتايي درايران است. وقتي كه به طرح هاي مهم معاصري ايراني نگاه مي كنيم مي بينيم كه باعدد چهار تركيب شده اند. طرح هاي چهار ايواني، چهار سوق، چهار باغ و ... و همه طرح هاي مهم ايراني با عدد چهار تركيب شده اند

بنابراين در اين عدد چهار رمزي نهفته است كه رابطه بسيار عميق فرهنگي و جادويي است. بين معماري وفرهنگ ايراني در دوران كهن تا دوران اسلامي و قاجار تداوم پيدا كرده كه در فرهنگ هاي معماري ديگر با اين عمق كمتر مي توان آن را ملاحظه كرد. راستين: به نظر مي آيد بعضي مفاهيم آن چنان جا افتاده بوده است، كه معمار ها عوض مي شدند و بنا ها نو به نو مي شدند، اما اين مفهوم هاي دروني نيازي به نو شدن نداشته است.

چون اساس يك فرهنگ را مي ساخته است. بايد بدانيم كه اين مفهوم از چه ريشه اي مي آيد ولي اگر اين دانسته نشد هر اتفاقي مي تواند بيافتد. سلطان زاده: در عرصه معماري و ادبيات در هر قوم و ملتي تفاوت وجود دارد. ما اگر بخواهيم فرهنگ معماري خودمان را تداوم ببخشيم، ابتدا بايد هويتمان را خوب بشناسيم و تنها در اين صورت است كه مي توانيم آن را تداوم ببخشيم. راستين: بحث خاك در ارتباط اثر با آب و حركتي كه دارد نوعي از تركيب مولكولي را ايجاد مي كند كه به آن مي گوييم نانو تكنولوژي. ولي سي سال پيش اين دقت را كه چگونه مولكول هاي خاك رس مي توانند بافتي را تشكيل دهند كه نيازي به پيوند دويي نباشد و بعد از آن بحث خود كاه به عنوان بيو تكولوژي و گرمايي كه مي آيد يك عمل چسبندگي را در اين مسير انجام مي دهد كه خاك ماهيت خودش را از دست نمي دهد ولي ماده ديگري مي شود. اين كه اين قدر نسبت به خاك متفاوت فكر شود يعني كاري كه مرحوم نادر خليلي كرد، آنهم در دوره اي كه همه به دنبال بتون و فون هاي پلاستكي براي ديوار سازي باشند؛ يك ذهن مدرن مي خواهد و البته متفاوت. استاد نادر خليلي كتاب خيلي مهمي دارند كه بيشتر از اين كه جنبه معمارانه داشته باشد، معرفت شناساناسه است. كتاب "تنها دويدن" كه خيلي ها دوباره كوير را با اين كتاب شناخته اند. از شما مي خواهم در باره ايشان و اين نوع بافت وچيدن ساختماني توضيحاتي بفرماييد. سلطان زاده: كار نادر خليلي از چند جهت اهميت دارد. يكي اين كه ما در دوره معاصر در حوزه معماري نوعي نظريه پردازي به صورت درون زا نداشته ايم. از زماني كه هنر هاي زيبا از 1919 شكل گرفت نوعي پيروي از معماري و نظريه پردازي غرب داشتيم و هنوز هم كما بيش همان را ادامه مي دهيم چه در دانشكده ها چه در فضاي بيرون. در حوزه نظريه پردازي كارهاي انديشمندانه اي در ايران شده است، اما غالبا چندان با اقبال مواجه نشده است. تقريبا بيش از هشت دهه است كه ما در برخي از عرصه هاي هنري و فكري يك نگاه غرب گرا پيدا كرده ايم و به همين دليل زماني كه يك نظريه درون زا پيدا مي شود به آن بي توجهي مي كنيم. افكار نادر خليلي نيز در اين جا مورد اقبال قرار نگرفت به خاطر اين كه جامعه معماري ما خيلي به بيرون توجه داشت، كه خوب است اما به تنهايي كافي نيست و پديده تاسف آور اين است كه زماني چند سالي اين جا كار كرد مورد توجه قرار نگرفت اما در خارج از ايران مورد توجه قرار مي گيرد توجه اكنون ما به او به خاطر زمينه هايي است كه در آن جا به آنها توجه شده است. يك ويژگي مهم انديشه خليلي در اين بود سعي كرد با يك پديده ايراني حوزه معماري ارتباط برقرار كند. (اولين ويژگي اقليم ايراني اين نوع خاك رس متنوع است توجه به اين نوع خاك و اين كه ثروت ايران در همين كويرش است.) خاك در حوزه معماري يك پديده حساسي است. وقتي كه ما به فرهنگ هاي معماري گذشته نگاه مي كنيم، فرهنگ هاي مختلف با مصالح مختلف ارتباط برقرار كردند و اين مصالح روي روحيه و فرهنگ آنها و تجليات هنري آنها اثر گذاشته است. مثلا در حوزه فرهنگ چين و ژاپن بيشتر با چوب سر و كار داشتند. در يونان و روم ما تجليات سنگ را مي بينيم و همين طور در مصر. اين عنصر در ايران خاك است كه حرف اول مي زند و بي خود نيست كه در ايران گذشته نيز بر چهار عنصر طبيعي كه يكي از آنها خاك است تاكيد بسياري شده است. راستين:كاري كه نادر خليلي كرد، نوعي ساختار شكني بود در جامعه اي علاقه مندي هاي آن در آن دوران به سمت بتون و شيشه رفته بود، اما تمام اين بناها(كارهاي خليلي) با تفكر و طبيعت ايراني هماهنگ بوده، پاسخي به نيار انسان در قرن بيستم بوده است نه فقط در گذشته ها. فكر مي كنم اين گرايش عمومي به مصالح باعث شده بود كه يك تفكر جديد از درون خود مصالح و خود خاك بيرون بيايد. اين چيزي بود كه نا ديده انگاشته مي شد زيرا هميشه انتظار دارند نظريه پردازها يك چيز تئوري را بگويند. مثلا عدد چهار را عوض كنند كه منظور اين نيست با خود خاك بايد شكل هاي جديدي را ساخت. سلطان زاده: البته در كارهايي كه مرحوم خليلي انجام داد يك بعد از خاك مورد توجه قرار گرفت و توسعه پيدا كرد و براي خاص و معيني مناسب است و طبعا آن بعد و جنبه را نمي شود در همه عرصه ها گسترش داد. من گمان مي كنم كه نادر خليلي از جهت ارتباط برقرار كردن با عنصر خاك كار ارزشمندي كرد. وقتي به فرهنگ هاي كهن بشري و از جمله فرهنگ ايران نگاه كنيم، سفال گري يكي از كهن ترين هنر هايي بوده است و بشر بسياري از آرمان ها و خواسته هايش را از طريق خاك شكل داده است. بنابراين خاك يكي از موادي بوده كه آن شكل پذيري مناسب را دوران كهن داشته است و توانسته است به طرق مختلف با انديشه هاي انساني ارتباط برقرار كند. يكي از ويژگي مهم خاك كه نسبت به آن در دوران معاصركم توجهي شده است، جنبه هاي هويتي آن است و خاك از جهات مختلف مي تواند به آن ايده بدهد در حوزه هنر و فلسفه. هويت هر انساني با مكان گره خورده است و خاك عميق ترين عنصري است كه توانسته است با بشر ارتباط برقرار كند. در اسطوره هاي بسياري از فرهنگ هاي كهن از جمله ايران خاك و زمين نقش مادر را ايفا كردند و زمين در دل خود زندگي را پرورش مي دهد. راستين: در كارهاي خليلي معمار كمترين دخل و تصرف را در طبيعت دارد و باعث تخريب و صدمه زدن به طبيعت نيست و همه بناهايي كه او ساخته است با تخريب شدن دوباره به طبيعت برمي گردد و ضايعه اي را درطبيعت ايجاد نمي كند. در همايشي كه براي باز سازي بم انجام شد، اين كه ايشان چه چيزي را ماهيت و هويت مي دانستند در تضاد بود با معماران ديگري كه گرايش ديگري داشتند براي باز سازي بم. سلطان زاده: يكي از خصوصيات خاك شكل پذيري بسيار متنوع آن است. يكي از وجوه تمايزي كه معمار را مي سازد و جداي از عمران است آن وجه فرهنگي و فلسفي است كه در معماري مي تواند تجلي پيدا كند و در يك ساخت و ساز ساده نمي تواند خود را بنماياند. معماري مدرن و اين كالبد هاي ساده نمي توانند با افراد ارتباط برقرار كنند و اگر معماران گذشته مي توانستند اين ارتباط را برقرار كنند، به خاطر اين است كه با عرفان ايراني و فرهنگ ايراني عميقا آشنايي داشتند. انديشه ها و آرمان هاي يك معمار در قالب فرم و صورت ها است كه تظاهر پيدا مي كند. اين جاست كار بنايي و مهندسي صرف سازه تفات پيدا مي كند. ما بايد معماري را در آنجايي تعريف كنيم كه فرهنگ با صورت تركيب مي شود و فضا تجلي فرهنگ را دارد.

 

 

 

 

 

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 23 بهمن 1388 و ساعت 12:24 ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
دانلود کتاب مقوای نازک در معماری تحقیقی در مهندسی معماری

Cardboard in Architecture: Volume 7 Research in Architectural Engineering Series

اینجا را کلیک کنید

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 30 مهر 1388 و ساعت 8:28 ارسال نظر .. 2 نظر وجود دارد
دانلود کتاب زندگی و معماری فرانک لوید رایت


Frank Lloyd Wright: His Life and His Architecture

اینجا را کلیک کنید

|لينك ثابت| نوشته شده توسط bestarchitect در 30 مهر 1388 و ساعت 8:22 ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 2 از 22 ] [ صفحه بعد ]
Search Engine Optimization